علل اختلال بیش فعالی نقص توجه

عوامل موثر در بروز اختلال بیش فعالی/نقص توجه
در حال حاضر بر این نکته اتفاق نظر وجود دارد که علت ADHD مربوط به تعامل پیچیده سیستم های عصبی-تشریحی و عصبی-شیمیایی است. این اجماع نظر مبتنی بر ژنتیک خانوادگی، دوقلوها و فرزندخواندگی، مطالعات مربوط به ژن ناقل دوپامین، مطالعات تصویربرداری عصبی و داده های عصب-رسانه ها (نوروترانسمیترها) است. اکثر کودکان مبتلا بهADHD شواهدی از آسیب آشکار ساختمانی در دستگاه عصبی مرکزی(CNS) را نشان نمیدهند. علیرغم فقدان پایه عصب-فیزیولوژیک و عصب- شیمیایی خاص برای این اختلال، رابطه ای قابل پیش بینی بین آن و انواعی از اختلالات دیگری که بر عملکرد مغز تاثیر می گذارند(نظیر اختلالات یادگیری) وجود دارد. عواملی که برای ADHD مطرح شده اند عبارتند از مواجهه با سموم در دوره قبل از تولد، زودرسی و صدمه مکانیکی قبل از تولد به دستگاه عصبی جنین، افزودنی های خوراکی،رنگها،مواد نگهدارنده و قند نیز به عنوان عوامل احتمالی بیش فعالی مطرح هستند. اما شواهد علمی دخالت این عوامل را در ADHD نشان نداده است.
عوامل ژنتیک: همگامی بالا در دوقولوهای یک تخمکی نسبت به دوقولوهای دوتخمکی از جمله شواهدی است که نشان می دهد اختلال بیش فعالی/نقص تمرکز ممکن است پایه ژنتیکی داشته باشد. هم چنین در برادر-خواهرهای بیش فعال ، خطر ابتلا به این اختلال تقریبا ۲برابر جمعیت کلی است.
عوامل مربوط به رشد: شواهدی وجود دارد که نشان میدهد ماه زمستان اوج شیوع تولد کودکان مبتلا بهADHD با یا بدون اختلال یادگیری است. معنای ضمنی این یافته آن است که مواجهه پیش از تولد با عفونت های زمستانی در ۳ماهه اول حاملگی در بروز برخی علائم ADHD در برخی کودکان مستعد نقش دارد.
آسیب مغزی: از قدیم تصور بر این بود که برخی از کودکان مبتلا به ADHD در دوران جنینی و پیش از تولد متحمل آسیب های جزئی و نامحسوس مغزی شده اند. آسیب مغزی ممکن است حاصل عوامل متابولیک، مکانیکی و سایر عوامل؛ گردش خون نامساعد یا استرس و صدمات فیزیکی- مغزی در اوایل شیرخواری ناشی از عفونت،التهاب و ضربه باشد. نشانه های عصبی غیر موضعی(خفیف) در این کودکان شایع است.
عوامل عصبی-شیمیایی: بسیاری از عصب-رسانه ها(نوروترانسمیترها) به علائمADHD ربط داده شده اند. مطالعات حیوانی به خوبی نشان داده است که لوکوس سرلوئوس که عمدتا محتوای نورونهای نوروآدرنرژنیک است، درتوجه نقش مهمی دارد. دستگاه نوروآدرنرژیک شامل دستگاه مرکزی(منشاء در لوکوس سرلوئوس و دستگاه سمپاتیک محیطی) است. دستگاه نوروآدرنرژیک محیطی ممکن است در بروز ADHD اهمیت بیشتری داشته باشد. بنابراین اختلال در اپی نفرین محیطی که منجر به تجمع اپی نفرین می شود، به طور بالقوه می تواند به دستگاه مرکزی پسخوراند شود و لوکوس سرلوئوس را در سطح پایین تری تنظیم کند. فرضیه های مربوط به نوروشیمی اختلال تا حدی از تاثیر مثبت بسیاری از داروها بر روی این اختلال نشات گرفته است. محرکها بیش از همه داروهای دیگر در درمان ADHD مورد مطالعه قرار گرفته اند؛ این داروها هم بردوپامین و هم بر نوراپی نفرین اثر می گذارند و موجب مطرح شدن فرضیه های ناقلین عصبی شده اند؛ که بر طبق آنها در این اختلال احتمالا در دستگاه های آدرنرژیک و دوپامینرژیک کژکاری وجود دارد. داروهای محرک با تسهیل آزادسازی کاته کولامین ها و مهار بازجذب آنها موجب افزایش سطح این مواد میشوند. داروهای محرک و برخی داروهای سه حلقه ای (مانند؛دسپیرامین،نوروپرامین،) مقدار ۳-متوکسی، ۴-هیدروکسی فنیل گنیکول که متابولیت نوراپی نفرین است را در ادرار کاهش می دهند. کلونیدین یک آگونیست نوراپی نفرین است که در درمان نواپی نفرین مفید بوده است.
عوامل عصبی-فیزیولوژیک: مغز انسان در چندین مرحله رشد سریع و ناگهانی پیدا می کند؛ ۳تا ۱۰ ماهگی، ۲ تا ۴ سالگی، ۶تا ۸ سالگ، ۱۰ تا ۱۲ سالگی و ۱۴ تا ۱۶ سالگی. در برخی کودکان این مراحل رشد با تاخیر صورت می گیرند و موجب بروز علائم ADHD می شود که موقتی بوده وتا سن ۵سالگی طبیعی می شود. یک قرینه فیزیولوژیک وجود انواعی از الگوهای غیر اختصاصی، غیر طبیعی و نا منظم الکترو آنسفالوگرافی(EEG) است که مشخصه بچه های کوچک است. در برخی موارد یافته های EEG با گذشت زمان طبیعی می شوند. مطالعه ای که اخیرا روی EEG های کمی در کودکان مبتلا به این اختلال، کودکان مبتلا به مشکلات توجهی نامتمایز و برخی گروه کنترل انجام شد، نشان داد که درصد نسبی نوار بتا افزایش و توان نادر دامنه های P3000 افزایش یافته است. افزایش درصد نوار بتا یا کاهش درصد نوار دلتا با افزایش انگیختگی همراه است.
یک نظریه یافته های بالینی را با این فرض توجیه می کند که لوب های پیشانی در کودکان مبتلا به ADHD مکانیسم مهاری خود را روی ساختمانهای پایین تر به خوبی اعمال نمیکنند که همین امر منجر به مهار گسیختگی می شود.
عوامل روانی-اجتماعی: کودکان پرورشگاهی اغلب بیش فعال بوده و میدان توجه محدودتری دارند. این نشانه ها از محدودیت هیجانی ناشی شده و با رفع علائم محرومیت مانند به فرزند خواندگی درآمدن و انتقال به خانه والدین رضاعی از بین می روند. حوادث استرس آمیز روانی، اختلال در تعادل خانواده وسایر عوامل اضطراب آور در شروع یا دوام این اختلال نقش دارند. عوامل زمینه ساز ممکن است شامل مزاج کودک، عوامل ژنیتیکی-خانوادگی و توقعات جامعه برای رعایت رفتار یا عملکرد معمول و پذیرفته شده باشد . به نظر نمیرسد وضعیت اجتماعی- اقتصادی عامل زمینه ساز باشد.
تماس با مرکز مشاوره و رواندرمانی آرامش ماندگار
رزو وقت مشاوره با روانشناس بالینی
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.