کلینیک نوروفیدبک درمان اختلال وسواس

درمان اختلال وسواس فكري- عملي (OCD) به عنوان اختلال پيچيده اي كه دهمين علت برجسته ناتواني بيماران شناخته شده و از شايعترين اختلالات رواني در ايران با تخمين %11/7تا %43/2است به عنوان يك چالش در حوزه درمان مطرح است.

افراد مبتلا به OCD اغلب آسيب هاي رواني ديگري از جمله اختلالات اضطرابي (%76) يا اختلال افسردگي يا دوقطبي (%63) براي هر گونه افسردگي يا اختلال دوقطبي را تجربه ميكنند كه شايعترين آن اختلال افسردگي اساسي با %41است.

اين بيماري، اختلال ناهمگني است كه تاكنون مدلهاي درماني متنوعي را به خود ديده است. اين مدلها مبتني بر نظريه هايي هستند كه بر خاستگاه نوروفيزيولوژيك و يا ريشه هاي روانشناختي وسواس تاكيد دارند.

درمانگران با استفاده از اطلاعاتي كه از مغز با بهره گيري از توموگرافي نشر پوزيترون(PET) داشتند و همچنين با استفاده از تجهيزاتي چون الكتروانسفالوگرافي كمي (QEEG) كه به طور غيرتهاجمي كمك ميكند تصاوير مغز را در حال انجام كار نمايش دهد، به طور گسترده به سوي معالجات مغزي روي آوردند كه در آن هر بيماري به شيوه ي مخصوص و بسته به چگونگي نقشه هاي مغزي خودش درمان ميشود.

اين روش درماني نسبت به ساير درمانهاي بيولوژيك ديگر از جمله دارودرماني عوارض جانبي كمتري دارد. درمان با نوروفيدبك از
ارزیابی های دقیق مغزی به عنوان مقدمه اي براي كار درمان استفاده ميشود. بدين صورت كه ابتدا الگوي امواج مغزي در اختلال مشخص ميشود، سپس ميزان انحراف امواج از الگوي طبيعي از طريق
QEEG تعيين ميشود و جلسات نوروتراپی جهت اصلاح و تقویت عملکرد مغزی اجرا میگردد.

کلینیک خوب نوروفیدبک در درمان افسردگی

افسردگی یکی از شایعترین بیماریها و علل ناتوانی در سراسر دنیاست. .طبق آمارهای سازمان جهانی بهداشت، 424 میلیون نفر در
سراسر دنیا از افسردگی رنج میبرند و پیش بینی میشود که در سالهای آینده دومین بیماری رایج باشد که جمعیت دنیا را گرفتار میکند و تقریباً 44 درصد بار کل بیماریها را تشکیل میدهد.

اختلال افسردگی اساسی اختلال خوش خیمی نیست و گرایش به مزمن شدن دارد و بیماران دچار عود علایم میشوند. هر مرحله از افسردگی اساسی وقوع مجدد آن را 42 درصد افزایش میدهد و هرچه بیمار بتواند زمان بیشتری را بدون افسردگی بگذراند، احتمال وقوع مجدد افسردگی شدیداً کاهش مییابد.

افسردگی اساسی به عنوان یک دوره حداقل دو هفته ای که در جریان آنیکی از دو علامت خلق افسرده یا فقدان علاقه یا لذّت در تقریبا همه فعالیتها وجود دارد، تعریف میشود.

افسردگی با شیوه های مختلفی چون رواندرمانی و درمانهای زیستی قابل درمان است.

رواندرمانی افسردگی با رویکرد طرحواره درمانی

در رواندرمانی، شخص آموزش دیده با بیمار آگاهانه رابطه حرفهای برقرار میکند تا نشانه های موجود در بیمار و الگوهای رفتاری مخرب او برطرف شوند و یا کاهش یابند و زمینه رشد و کمال شخصیتی وی فراهم آید.

یکی از روش های بکار گرفته شده در این زمینه طرحواره درمانی است. این رویکرد درمانی، بر الگوی خود ـ ویرانگر تفکر، احساس و رفتاری که از دوران کودکی فرد ریشه گرفته اند و در سراسر طول زندگی فرد تکرار میشوند، تمرکز میکند. در چارچوب واژه های طرحواره درمانی، این الگوها طرحوارههای ناسازگار اولیه نامیده میشوند.
عدم ارضا و ناکامی در برآورده شدن نیازهای بنیادی نیاز به امنیت و پذیرش، هویت،خودانگیختگی و غیره( در دوران کودکی فرد)،
موجب شکل گیری طرحواره های مختلف میشود

درمان های زیستی اختلال افسردگی

از سوی دیگر، در درمانهای زیستی، هدف اصلاح بد کارکردیهای نورونی یا شیمیایی در سیستم اعصاب مرکزی بیمار است. در روش
درمانی نوروفیدبک، فعالیت الکتریکی مغز (فراوانی امواج) به دستگاه منتقل میشود و به صورت نشانههای صوتی و دیداری به آزمودنی
فیدبک داده میشود.

در نوروفیدبک به آزمودنی آموزش داده میشود که باندهای فرکانس انتخاب شده را افزایش یا کاهش دهد، با هدف اینکه الگوهای مختل EEG را نرمال کند. استفاده از نوروفیدبک علاوه بر پایه های زیستی، ریشه در رفتاردرمانی و شرطی سازی عامل نیز دارد؛ به این معنا که آزمودنی یاد میگیرد بر جنبه های خاصی از الگوی امواج مغزی خودکنترل پیدا کند.

بهبود بالینی ایجادشده توسط روش درمانی نوروفیدبک با نرمال سازی الگوی امواج مغزی، سازگار است.

بیشتر بدانیم:  کلینیک خوب TDCS در مشهد

در مرکز تخصص مشاوره و رواندرمانی آرامش ماندگار، با ترکیب رواندرمانی و عصب درمانی (نوروتراچی) بهترین نتایج ممکن برای بهبود و درمان حال مراجعین عزیزمان حاصل میگردد.

نتایج برخی پژوهش ها در خصوص نوروفیدبک

در پژوهش اسکندری و همکاران که بر روی 20 بیمار مبتلا به افسردگی اساسی انجام شد، نتایج نشان داد که درصد بهبودی نوروفیدبک واقعی در مقایسه با نوروفیدبک غیرواقعی در تنظیم امواج مغزی و کاهش شدت علایم افسردگی مؤثرتر بوده و تفاوت معناداری ازنظر بالینی در دو گروه مشاهده گردید.

پترز و همکاران در پژوهش خود تحت عنوان«نوروفیدبک، درمانی برای افسردگی اساسی» طی 33 جلسه، 3 نفر آزمودنی را مورد
درمان قرار دادند. نتایج نشان داد میانگین عدم تقارن فعالیت آلفا بهطور معنیداری بعد از جلسات درمان کاهش یافت که این کاهش در
آزمودنیهای زن، بیشتر بود.

چوی و همکاران در پژوهشی در زمینه بررسی تأثیر موج آلفای نوروفیدبک در افسردگی، نشان دادند که این امواج در زمینه بهبود افسردگی مؤثر است.