مرکز خدمات مشاوره و رواندرمانی اختلال افسردگی

منظور ازافسردگی حالتی ميباشد که انسان بطور دراز مدّت احساس سختی و ناراحتی ميکند، پريشانحال و مضطرب ميباشد و زندگی کسالت آور و دلتنگ کننده احساس ميشود.

وقتی که انسان دچار افسردگی شده باشد در رابطه با هيچ چيزی ابدًا قادر به احساس خشنودی، رغبت و لذّت نميباشد. برای انسان افسرده شروع کردن انجام کارها بسيار سخت و مشکل بوده و خيلی زود خسته ميشود. گرفتن تصميم ها غالبًا مشگل ميباشند، همانطور تمرکز مثلاً بر روی امر تحصيل کردن يا خواندن.

شخص مبتلاء به افسردگی غالبًا دچار مشکلات مربوط به خوابيدن ميباشد. بيدار شدن سحرگاهی برای او چيزی معمولی است. گاه گاهی برای شخص مبتلاء به افسردگی مشکل خواب رفتن وجود دارد يا اينکه خواب او ميتواند سطحی بوده و حالت خواب و بيداری داشته باشد. از طرف ديگر در گاهی از اوقات خوابيدن بيش از حّد هم ميتواند به افسردگی مربوط بوده باشد.

نداشتن اشتها به غذا و کم شدن وزن غالبًا مربوط به افسردگی ميباشند، گاهی از اوقات انسان مبتلاء به افسردگی ميتواند حريصانه و بيش از اندازه نيز غذا بخورد. انسان مبتلاء به افسردگی غالبًا حالت بر انگيختگی و تهييج شدگی داشته و ممکن است که برای او بودن در جمع ديگران و مصاحبت با آنها مشکل بوده باشد.

همچنين متّهم کردن خود و آنهم بيش از اندازه چيزهائی عادّی هستند. افکار در رابطه با مرگ و فکر خود ُکشی مواردی عادی درشخص مبتلاء به افسردگی ميباشند. همچنين ناراحتی های گوناگون جسمی از قبيل سردرد، دردهای عضلانی، درد شکم و دردهای کمر مواردی عادّی ميباشند و برای آنها هيچ دليل و علّتی پيدا نميشود.

روانشناس متخصص اختلال روانشناسی ماژور

افسردگی غالبًا از وضعيّتی شروع ميشود که در آن تغييرات بسيار بزرگی در زندگی انسان اتفاق می افتد. مقدّمه ممکن ومحتمل ِحالت ِپيش از افسردگی مربوط به وضعيّتی ميشود که شخص ناگزير ميگردد که از افرادی مهّم يا از مسائلی مهّم و مربوط به زندگی خودش از قبيل محل کار و کاشانه صرف نظر کند.

در بعضی از اوقات افسردگی از وضعيتی آغاز ميشود که در آن بايد از عهده انجام مسائل و موضوعات مبارزه طلب جديد و بزرگ بر آمد و احساس ميشود که چاره ها و کاردانيها موثر نیست. از اين گونه مسائلی که دعوت به مبارزه ميکنند ميتوانند بعنوان مثال نقل مکان به جائی تازه، سازگاری و وفق يابی به فرهنگ جديد يا يادگيری زبان جديد بوده باشند.

بعضی از انسانها آسانتر از ديگران دچار افسردگی ميشوند. اين موضوع ميتواند بعنوان مثال ناشی از عوامل ارثی يا خصوصيات مربوط به طبيعت انسانی بوده باشد. اين نيز موضوعی شناخته شده ميباشد که همچنين ايجاد شدن تغييراتی در فعاليتهای مغز با افسردگی مرتبط هستند و اين تغييرات عمومًا بازگشت پذير بوده و بعد از رفع افسردگی بحالت نرمال بر ميگردند.

 

 

آدرس دفتر مشاوره در متن اختلال دوقطبی

اختلالات خلقي با توجه به مزمن بودن و ماهيت عود كننده خود، يك مشكل بزرگ در سلامت عمومي و روان پزشكي محسوب مي شوند، در اين ميان اختلالات دوقطبي غالبا با عدم تشخيص مواجه شده، لذا درمان بيماران با مشكل مواجه مي شود.

اختلال افسردگي عمده واختلال دوقطبي از ديدگاه روان پزشكي به ويژه در 20 سال اخير دو اختلال جداگانه به شمار مي روند. با اين حال به تازگي اين احتمال مطرح شده است كه شايد اختلال دو قطبي شكل شديدتري از بروز افسردگي عمده باشد.

معاينه و بررسي دقيق بسياري از بيماراني كه تشخيص اختلال افسردگي عمده بر آن ها گذاشته شده است، از وجود دوره هايي از رفتارهاي منطبق بر مانيا يا هيپومانيا در گذشته آنان پرده برمي دارد كه تا كنون تشخيص داده نشده اند.

طيف اختلالات دوقطبي شامل دو قطبي نوع يك و دو، سيكلوتايمي و دوره هاي هيپومانياي عود كننده مي باشد. علايم اختلال دوقطبي شامل رفتارهاي تكانشي، سوء مصرف مواد و الكل، خلق نوسان دار،كاهش نياز به خواب، افزايش ميزان انرژي و مشكلات قانوني مي باشد.